شيخ حسين انصاريان

167

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

سپس پيام راهب را با اين بيان به تجّار مكّه رسانيد . امشب سادات عرب در صومعه مهمان ما هستند . تا كنون چنين مهمانى سابقه نداشت از سادات عرب ! اين بازرگانان كه هر كدام بيش از بيست بار از مكّه به شام و از شام به مكّه رفته بودند ، هرگز از دهان كسى به يك چنين عنوان افتخار نيافته بودند . يعنى چه ؟ سادات عرب عنوان كيست ؟ آن كبريا و خود پرستى كه با خون اين نژاد آميخته است در اين هنگام به جوش و جنبش در آمد . هر كدام پيش خود به اعتبار خويش آفرين گفتند و بعد از راهب تشكّر كردند و دعوتش را پذيرفتند . بايد دسته جمعى به مهمانى بروند همه و همه ؛ زيرا هيچ كس رضا نمىدهد كه سيّد عرب نباشد . راهب از سادات عرب دعوت كرد و آن كس كه به اين مهمانى پا نگذارد سيّد عرب نيست ، پس در اينجا صحبت از اين نيست كه شبى را بايد بر سر سفرهء يك مسيحى دست و دل باز و كريم ، خوردنى مطبوع خورد و نوشيدنىهاى گوارا نوشيد ، بلكه صحبت از كلمهء سيادت است آن هم سيادت بر عرب . همه بايد به مهمانى بروند ، ولى بايد اين بارهاى گران قيمت و اين كالاهاى هندى و يمنى را در اين صحرا به دست يك عدّه غلام سياه و ساربان بيابانى بسپارند ، آيا اين كار ، كارى خردمندانه است ؟ پس چه بايد كرد ؟ آن كس كه گذشت دارد مىتواند از لقب سيادت عرب بگذرد و چشم از اين مهمانى بپوشد و پهلوى بارها بماند كيست ؟ ابتدا به يكديگر نگاه كردند امّا هيچ كس جرأت نكرد از ديگرى تمنّا كند كه دعوت راهب را نديده بگيرد و پهلوى مال التجاره بماند . نگاه‌ها چند لحظه به هم افتاد و سرانجام نوميدانه از هم گذشتند و بعد يكباره